چرا بورس ایران با وجود ارزانی شدید، خریدار ندارد؟
به گزارش پایگاه خبری رصد24از منظر تحلیل بنیادی، بسیاری از شرکتهای فعال در بازار سرمایه ایران از نظر حجم داراییها، ظرفیت تولید و پتانسیل سودآوری، بسیار بیشتر از ارزش فعلی سهام خود میارزند. از این زاویه، بورس تهران یکی از ارزانترین و زیر ارزشترین بازارهای مالی جهان بهشمار میرود.
با این حال، یک پرسش کلیدی ذهن فعالان بازار را درگیر کرده است: اگر بازار تا این حد ارزان و ارزنده است، چرا پولهای هوشمند و سرمایههای بزرگ وارد آن نمیشوند؟
واقعیت این است که پاسخ را نباید در نمودارهای تکنیکال یا تابلوی معاملات جستوجو کرد. جریان سرمایه از «ارزانی» فرار نمیکند، بلکه از «بیثباتی» و «پیشبینیناپذیری» میگریزد. بازاری که به طور مداوم با بخشنامههای خلقالساعه، نرخگذاریهای دستوری و تصمیمات شبانه غافلگیر میشود، حتی در جذابترین قیمتها نیز نمیتواند اعتماد سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی را جلب کند.
بورس؛ موتور محرک تولید یا جبرانکننده کسری بودجه دولت؟
دولت در مواجهه با کسری بودجه مزمن و فزاینده، همواره نیمنگاهی به بازار سرمایه دارد. هدایت نقدینگی سرگردان به سمت بورس پتانسیل دوگانهای دارد: از یک سو فشار تورمی را بر بازارهای موازی نظیر ارز، طلا و مسکن کاهش میدهد و از سوی دیگر، بستری مناسب برای تأمین مالی صنایع فراهم میکند.
اما این رویکرد تنها زمانی موفقیتآمیز خواهد بود که بر پایه اصلاحات ساختاری و تقویت زیرساختهای بازار باشد. اگر هدف دولت از جذاب نشان دادن بورس، صرفاً سفتهبازی و تأمین کسری بودجه خود باشد، سناریوی تلخ گذشته تکرار خواهد شد.
درسهایی از ریزش تاریخی سال ۱۳۹۹
تجربه تلخ سال ۱۳۹۹ هنوز در حافظه جمعی افکار عمومی زنده است. در آن دوره، دعوت عمومی و تبلیغات گسترده برای ورود به بورس، نقدینگی عظیمی از سرمایههای خرد مردم را وارد بازار کرد؛ اما فقدان برنامهریزی و حمایتهای اصولی، به زیانهای سنگین و خروج ناامیدانه میلیونها سهامدار خرد منجر شد. این تجربه نشان داد که اعتماد عمومی، حیاتیترین دارایی بازار سرمایه است و بازسازی آن با چند روز سبزپوشی موقت شاخص کل ممکن نیست.
بحران اصلی بازار سرمایه: کمبود نقدینگی یا بحران اعتماد؟
بورس ایران امروز بیش از آنکه با بحران نقدینگی مواجه باشد، از بحران جدی بیاعتمادی رنج میبرد. رفتار سیاستگذار اقتصادی، متغیر اصلی تصمیمگیری سرمایهگذاران است. تا زمانی که ثبات قوانین، شفافیت در تصمیمگیری و امنیت سرمایهگذاری به ساختار کلان اقتصاد بازنگردد، ارزش دلاری پایین بازار بیش از آنکه یک فرصت خرید تلقی شود، نشاندهنده ریسکهای سیستماتیک و بالای اقتصاد کشور خواهد بود.
در نهایت، آینده بورس تهران به پاسخ این پرسش بنیادین بستگی دارد: آیا سیاستگذار به دنبال احیای نقش اصلی بورس در تأمین مالی تولید است یا همچنان به آن به چشم یک قلک کوتاهمدت مینگرد؟
اگر از تجربههای گذشته درس گرفته شود و تصمیمات اقتصادی به سمت ثبات حرکت کند، بازار سرمایه میتواند به دوران شکوفایی خود بازگردد؛ در غیر این صورت، هر صعود موقتی تنها پیشدرآمدی بر ریزش بعدی و پرداخت هزینه اشتباهات سیاستی از جیب سهامداران خرد خواهد بود.








































